+ نوشته شده در چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت   توسط محمد هادی
|
Winter 1386 ----------------------------------- دراين ديرگاه دورماندن از اصل خويش، دراين هجوم تكنولوژي دردسر ساز وجنگ طلب. كوهنوردي عشق به طبيعت است. عشقي به پاكي چشمه سار، به سبزي جنگل، به نيلگوني دريا، به صلابت سنگ، به لطافت گل، به فروتني خاك، به سپيدي برف، به توفندگي طوفان، به سبكي نسيم وبه سنگيني كوه . كوهنوردي عشق به طبيعت است و عشق به طبيعت، ورزش ما نيست، باور ماست، زندگي ماست.مزدشان معراج روح است و تشويقشان نوازش باد. قانونشان عشق است و قانون گذارشان معشوق. عشق به طبيعت، عشق به زندگي است و زندگي تجلي عشق است و مرگ آنجاست كه عشق نيست. ما فاتحان خام فتحهاي بي فايده نيستيم. حكايت ما، حكايت بازجستن روزگار وصل است...
We have always honored the high places because we sense them to be the homes of gods. In the mountains there is the promise of... something unexplainable. A higher place of awareness, a spirit that soars. So we climb... and in climbing there is more than a metaphor; there is a means of discovery.
كوهنوردي تنوره كشيدن برسر اينكه اولين صعود را من كرده ام يا تو نيست. مربي كوهنوردي را به تكه اي كاغذ نمي شناسند. كوهنورد را به كفش و كلاه محك نمي زنند. كوهنوردي به ديد است و معرفت. كوهنورد را به سيرتش مي شناسند نه به صورتش.اما گويا اين سير و سلوك ديري است كه لابه لاي كتابها مانده و در پس خاطره ها نشسته . برج سینا